ارسالی های پیشنهادیOFFER POST
خانهنقد و بررسی فیلم و سریالنقد و بررسی سریال تایلندی یکی در قلبم Neung Nai Suang
نقد و بررسی سریال تایلندی یکی در قلبم Neung Nai Suang

نقد و بررسی سریال تایلندی یکی در قلبم Neung Nai Suang

4.8/5
نقد از لیلا بانو
ژانر فیلم : عاشقانه ، تاریخی و درام سال انتشار : 2015 امتیاز MDL : 7.8/10 تعداد قسمت ها : 24 مدت زمان : 50 دقیقه تیم زیرنویس : kdramakorea8 محصول : تایلند ستارگان : James Jirayu ، Yaya Urassaya
خلاصه داستان : داستان درباره ی دختری به اسم پوم و پسری به اسم نئونگ است که هیچوقت در بچگی باهم نمیساختن. تا اینکه نئونگ برای تحصیل به خارج از کشور میره و سالها از هم دور میشن.حالا سالها گذشته و پوم دختری زیبا شده که بین مردا به شدت محبوبه و خواستگارای زیادی داره.

 

نقد و بررسی سریال تایلندی یکی در قلبم Neung Nai Suang

 

خلاصه ی کامل :

این سریال از جمله سریال های تایلندی محبوب منه.فضای سریال و سبکش کلاسیکه.

داستان درباره دختر یتیمی به اسم هاتایرات هست که خاله و شوهر خاله اش بزرگش کردند.یه دخترخاله و یه پسر خاله هم داره که به ترتیب زوج های فرعی سریال رو تشکیل میدن و هر کدوم ماجرای عشقی جداگانه ای دارند.خوبی این سریال اینه که فقط روی زوج اصلی تمرکز نکرده و همه ی کاراکتر ها رو واضح نشون داده.این دختر یتیم ما اصلا مثل سیندرلای غربی منتظر شوهر و اینا نیست.یه دختر خیلی قوی که زخم هاش رو به خوبی قایم میکنه و حتی کوچکترین ناراحتی هاشو به کسی بروز نمیده حتی دخترخاله و پسرخاله ای که باهاشون کلی صمیمیه.از شخصیت یایا توی این فیلم خیلی خوشم اومد اما یه جاهایی هم که اجازه میداد بهش زور بگند رو اعصاب بود البته کاملا مشخصه کی بهش زور میگفت یه دختر فامیل جیغ جیغو به اسم سانگ و اون ننه ی عفریته اش که دنبال تور کردن پسر نقش اول داستان یعنی آناوات(جیمز یا پی نانگ) هستن.

***********************

 

جهت دانلود رایگان این سریال زیبا با زیرنویس فارسی اینجا کلیک کنید

 

نویسنده: لیلا بانو

منبع نقد : وبلاگ نقد کره

 

روند داستان

تا اینجا یه داستان عادی و نرمال به نظر میرسه یه دختر فقیر و یه پسر پولدار و کسایی که نمیزارن بهم برسن نه؟ولی کااااااااااااملا در اشتباهید.اینجا از این آبدوغ خیار بازیا نداریم!هاتایرات و پی نانگ از بچگی باهم مشکل داشتند.چون یه دختر فقیر بود پی نانگ از هر فرصتی استفاده میکرد که اذیتش کنه و سربه سرش بزاره.و در جایی هم حتی بهش میگه:من به هرچیزی که میخوام میرسم و همیشه برنده میشم!

این جمله مثل یه خار توی قلب هاتایرات میشینه و تا وقتی هم بزرگ میشه همیشه یادش میمونه که این پسر واقعا همه چیز رو به بازی میگیره و توجهی به احساسات آدمها نداره!حالا چند سال گذشته و همه بزرگ شدند و پی نانگ از فرانسه برگشته.یه سیاستمدار آینده دار که همه از بازگشتش خوشحالند به جز هاتایرات!اون تصویری که ازش توی ذهنش داره اونقدر ناراحت کننده هست که تمام تلاششو میکنه که مهمونی رو بپیچونه که با پی نانگ رو در رو نشه!از هر دیداری سر باز میزنه ولی در آخر توی یه مهمونی که با یکی از دوست هاش رفته با پی نانگ رو به رو میشه.هرچند پی نانگ اونو نمیشناسه ولی هاتایرات کاملا یادشه و اونو توی مجلس رقص ضایع میکنه و باهاش نمیرقصه!این مسئله باعث عصبانیت پی نانگ میشه ولی از اونجایی که هاتایرات از دستش در رفته نمیدونه اون دختر کیه ولی مطمئنه که گیرش میاره و حسابی حالشو میگیره!از اون طرف هاتایرات معلم خصوصی یه دختر معلوله(نانگ یینگ) که از قضا یه داداش بزرگتر(خون چای) داره که یک دل نه صد دل عاشق هاتایرات میشه!هرچند بعد طی اتفاقاتی متوجه میشه که عشق واقعیش دختر خاله ی هاتایراته.یه پسر دیگه هم هست که از دبیرستان عاشق هاتایراته ولی خب از مریضی رنج میبره و هاتایرات هم خیلی وقت پیش جوابش کرده و یک عدد مادر فولاد زره داره که چون فکر میکنه بیماری بچه اش بخاطر هاتایراته دیدنش رو منع کرده و حتی به دخترش که دوست هاتایراته اجازه نمیده هاتایرات رو ببینه و کلا از خانواده هاتایرات متنفره اونم درحالیکه دخترش عاشق پسرخاله هاتایراته!هرچند از بس پول دوسته تا میفهمه اینا خرپولن سریع اجازه میده دخترش با پسرخاله هاتایرات قرار بزاره ولی خب قشنگ در طول داستان پدر همه رو درآورد ولی آخرش رضایت داد.همه این پسرها که عاشق هاتایرات هستند همدیگه رو میشناسن ولی اون پسرمریضه دوست صمیمی پی نانگه!

و وقتی میبینه دوستش عاشق هاتایراته ولی عشقشو رد کرده تصمیم میگیره که حال هاتایرات رو بیشتر بگیره و وقتی دوستش بر اثر بیماری میمیره تازه بدتر با هاتایرات میجنگه.ایراد کار اونجاست که چون تازه از خارج برگشته طبیعتا نمیتونه تشخیص بده کی راست میگه کی دروغ!در واقع نمیدونه کی دوسته کی دشمن و همین مسئله باعث میشه که حرفهای دیگران مخصوصا اون سانگ و ننه ی گودزیلاش که بخاطر حسادتی که به محبوبیت هاتایرات دارن مدام راجع بهش بد میگن و اونو یه دختر فاسد و پسرباز به پی نانگ معرفی میکنند و این قضیه باعث میشه که اون فکر کنه هاتایرات دوستشو اغفال کرده و از قصد اونو عاشق خودش کرده که بازیش بده و حالا رفیقش مریض شده و همه چی تقصیر هاتایراته!این سانگ و ننه اش تاثیر زیادی توی روند داستان دارند من نمیفهمم چرا کسی جلو اینا رو نمیگیره!چپ و راست اظهار نظر میکنند و باعث بوجود اومدن چالش های زیادی برای هاتایرات میشند.ماجرا از اونجا جالب میشه که نانگ یینگ (همون شاگرد هاتایرات) مجبوره بره پیش پدرش زندگی کنه و اینو نمیخواد چون رابطه جابی باهم ندارن و اصرار میکنه که پیش داداشش بمونه و از اونجایی که داداشش باید برای کار مدتی بره آمریکا کسی نیست که مراقبش باشه پس اونو خونه ی پی نانگ میزاره و طبیعتا از اینجا به بعد هاتایرات مجبوره بخاطر درس دادن به شاگردش اونجا بره و با پی نانگ سر و کله بزنه!این مسافرت رفتن خون چای باعث میشه که از دخترخاله هاتایرات یعنی فا بخواد که هرازگاهی راجع به هاتایرات براش نامه بنویسه و این قضیه به مرور باعث میشه که فا از خون چای خوشش بیاد و این قضیه اونو دچار عذاب وجدان میکنه چون میدونه که خون چای اونو دوست نداره و هاتایرات رو دوست داره و چون هاتایرات باهاش مهربونه فکر میکنه اون هم خون چای رو دوست داره و یه جور حس خیانت بهش دست میده و احساس گناه میکنه اما از یه طرف هم عاشق خون چای شده البته در نهایت از هاتایرات میپرسه و مطمئن میشه که هاتایرات دوستش نداره پس خیالش راحت میشه و اگرچه اولاش خون چای بی میله ولی وقتی خوب فکر میکنه میبینه کسی که واقعا عاشقشه و توی ناراحتی هاش باهاش بوده فا هستش البته این وسط اتفاقات زیادی میوفته ولی بخاطر اینکه همه ی ماجرا رو لو نداده باشم به نکته های مهم اکتفا میکنم

از یه طرف دیگه پسرخاله ی هاتایرات عاشق پی نی خواهر همون پسر مریضه اس و اینا مثل رومئو و ژولیت نمیتونن همو ببینن.البته نی دختر خیلی مظلوم و تو سری خوریه و بخاطر مادر زبلی که داره نمیتونه بپیچونتش و ماده همه اش دنبال اینه که مثل بقیه دخترا دخترش به پی نانگ نزدیک بشه و حال سانگ و ننه اش رو بگیره (گیس و گیس کشی این دوتا مادر واقعا جذابه از دستش ندید این وحشی بازیاشونو من چندبار گذاشتم از اول دیدم) و این مادر اونقدر خوب نقش این غشی هارو بازی میکنه که دختر بیچاره از ترس اینکه مبادا مادرش دوباره حالش بد شه رابطه اش رو به کل قطع میکنه و پا رو دلش میزاره!هرچند بعد کلی مکافات بهم میرسن ولی واقعا نی دختر بیچاره ای بود و حتی مجبور بود برای دیدن پسر مورد علاقه اش به دروغ بگه که داره میره پی نانگ رو میبینه البته پی نانگ هم بچه ی پایه ای بود جای قرار این دوتا رو جور میکرد.ولی ضدحال بازیاشو واسه هاتایرات نگه میداشت هی حال این بیجاره رو میگرفت البته هاتایرات هم خوب تلافی میکرد.

*******************************

 

جهت دانلود رایگان این سریال زیبا با زیرنویس فارسی اینجا کلیک کنید

 

و بعععععععله برسیم به زوج اصلی داستان!

زوج اصلی همیشه خدا در حال زدن تو سرو کله ی همدیگه بودند!از بچگی تاحالا!هر دو مغرور و لجباز.هاتایرات فکر میکنه که پی نانگ دنبال بازیچه قرار دادن آدمهاست و دلش میخواد توی همه چی برنده باشه وهمه چی رو به دست بیاره.البته پی نانگ هم در تایید کردن این تصور بی تقصیر نیست و با کارهایی که میکنه عملا نشون میده که یه پسر بی منطقه که دلش میخواد همه چی رو داشته باشه حتی آدم هارو!حتی توی بعضی قسمت ها هاتایرات رو مجبور میکنه که باهاش بره بیرون یا به زور ببوستش یا هرکاری به نحوی به هاتایرات بفهمونه که رییس کیه!اما این کارهاش باعث دردسرهای بیشتری برای هاتایرات میشه.چون توی اون زمان دختر ها محدودیت بیشتری داشتن(نه که حالا ندارن؟)و خیلی سریع پشت سرشون حرف درست میشه!مخصوصا دختر خوشگلی مثل هاتایرات که اتفاقا کلی خواستگار داره و البته کلی دشمن(سقط شن الهی)

این قضیه بیرون رفتن زوری باعث میشه که هاتایرات بدنام بشه، چون شب هم بارون میشه و ماشینشون توی راه گیر میکنه پس این 2تا لجباز مجبور میشن یه شب رو کنار هم بگذرونن. البته بخاطر اینه که اون پسر مریضه از خونه رفته میخواد برای اخرین بار هاتایرات رو ببینه واسه همین پی نانگ زوری هاتایرات رو میبره و هرچند بخاطر دیر رسیدن پسره نمیتونه ببینتش و توی بیمارستان میمیره و از فردای اون روز زندگی هاتایرات سیاه میشه!پدر پی نانگ (که مرد فرهیخته ایه و از خداشه که هاتایرات عروسش بشه) از خدا خواسته میگه این دوتا باید باهم نامزد شن که حرف ها تموم شه!البته در ظاهر اظهار تاسف میکنه و با پسرش دعوا میکنه که چرا دختر مردم بی اجازه بردی شب بیرون ولی در عین حال از خداشم بود که یه همچین چیزی پیش بیاد که این دوتا رو یجور بهم بچسبونه!یه مستخدم باحالی هم داشت که اون هم بی تاثیر نبود هی میرفت میومد میگفت آقا!چقدر این دوتا بهم میان و چرا زنش نمیدی و فلان و از این حرفا(من خیلی دوسش داشتم)خلاصه پی نانگ هم عذاب وجدان میگیره و صادقانه بخاطر جبران میخواد با هاتایرات ازدواج کنه.ولی خب هاتایرات قبول نمیکنه و بخاطر غرورش بعد از کلی جنگ و دعوا به پی نانگ میفهمونه که دوستش نداره و اصلا نمیخواد باهاش ازدواج کنه.حالا جالبه که کم کم این دو نفر متوج احساساتی بهم میشن ولی خب نادیده اش میگیرند.درواقع پی نانگ میتونست زودتر اعتراف کنه ولی ازاونجایی که لجباز و مغروره ترجیح میداد بیشتر بجنگه از احساساتش بگه!درواقع این دونفر بیشتر بخاطر سوتفاهم ها باهم جنگ داشتن که اگه واقعا رک و راست حرف دلشون رو میزدن اینقدر من پشت صفحه جززززجیگر نمیزدم.

این پی نانگ دل شکسته هم بعد از اینکه متوجه میشه همه چی بی فایده اس و اینا ترجیح میده که بره خودشو گم و گور کنه و به مشروب رو بیاره و از این سوسول بازیای بچه پولدار گونه!پسرخاله هاتایرات هم که اوضاع این دوتا رو مدتهاست زیر نظر داره تصمیم میگیره پا پیش بزاره و به پی نانگ میفهمونه که هاتایرات دوستت داره و ما با نقشه یه کار میکنیم که این بهت اعتراف کنه!خلاصه با یه تصادف صحنه سازی شده و کولی بازی به هاتایرات میفهمونن که این پی نانگ دیگه نمیتونه راه بره و افسرده اس و میخواد خودشو بکشه و صورتش توی تصادف سوخته و از این حرفها به بزرگترها هم میفهمونن که این یه نقشه اس که اوناهم جلوی هاتایرات سوتی ندن!از اون طرف هم سانگ که شب قبلش با یه قاچاقچی خوابیده بوده و فکر میکرده طرف بچه پولداره تا میفهمه پی نانگ تصادف کرده خودشو به بیمارستان میرسونه (خوش اشتها بود همه رو باهم میخواست) و وقتی میبینه هم صورتش اسیب دیده و هم فلجه تصمیم میگیره بیخیال شه ولی باز سر و کله اش توی خونه پیدا میشه و تا هاتایرات رو میبینه شروع میکنه به بحث کردن که من از تو پولدار تر و بهترم و کلی دعوا و وقتی پی نانگ طرف هاتایرات رو میگیره بیشتر آتیش میگیره و میگه که حالا که منو دوست نداری پس لیاقتت همینه چون حالا تو فلج و زشتی پس به هاتایرات بیشتر میای و باهم زوج بهتری هستید و جفتتون ترحم برانگیزید!و بععععععععله وقتی کامل حرفهاشو زد پی نانگ از رو ویلچر بلند میشه و قشنگ فکش میاد پایین از تعجب و باز از رو نمیره و شروع میکنه به چرت و پرت گفتن که مخ پی نانگ رو بزنه و هاتایرات هم که میبینه از احساساتش سو استفاده شده ول میکنه میره و پی نانگ با دوچرخه دنبال ماشین هاتایرات میره.راننده هم نامردی نکرد با سرعت حلزونی میرفت که این به هاتایرات برسه!خلاصه بعد کلی بحث پی نانگ احساسات واقعیشو میگه و جدی جدی ازش خواستگاری میکنه.اون صحنه غروب آفتاب و حلقه ی نامزدی که قبلا باطل شده بود واقعا قلب آدم رو گرم میکرد.صحنه ی مسافرت رفتن و اون قسمتش که پی نانگ برای هاتایرات لباس خریده بود و سانگ از حسادت داشت منفجر میشد یکی از صحنه های مورد علاقه ی من بود.اونجا خیلی راحت میشد نگاه عاشقانه ی پی نانگ به هاتایرات رو دید هرچند هیچکدوم متوجهش نبودند!توی داستان همه ی کاراکترها میتونن درسهای زیادی به آدم بدن و یه چیزی که توی همه اشون مشترکه “پیش داوری یا قضاوت” درباره ی افراده!که توی این سریال به خوبی نمایانه!افراد کاملا اشتباه همدیگه رو قضاوت میکنن و دچار سوتفاهم میشن اولش فکر میکردم فقط پی نانگ و هاتایرات دچارش هستن ولی نه!این مسئله ایکه برای همه ی زوجهای قصه پیش اومد!درواقع توی دنیای واقعی هم خیلی شاهدش هستیم و همین باعث شد من حس نزدیک تری به داستان داشته باشم چون خیلی از سریال هایی که میبینم بخاطر فضاهای متفاوت شاید از نزدیک باهاش مواجه نشده باشم ولی لج و لجبازی های این زوج و ماجراهاشون چیزیه که همیشه در طول زندگی برای خودمون یا اطرافیانمون پیش میاد.

*******************************

 

فضای سریال:

این سریال فضای قشنگ و کلاسیکی داره و همینطور لباس های خانمانه و شاید کمی فانتزی.بازیگرها همه خوش چهره هستن و تقریبا بیشترشون رو توی سریال های دیگه دیدم کاربلدن و نقششون رو تونستن توی سریال به صورت خوب و قابل قبولی بازی کنند.سریال به خوبی جمع شده و هیچ جاییشو لازم نیست بزنید جلو به موقع شروع شد و به موقع تموم شد.از جمله سریال های تایلندیه خوش ساختیه که اگرچه نسبتا قدیمیه ولی از یه سری از این سریال جدیدا خیلی بهتره.در کل اگر دلتون برای کل کل عشاق و گیس و گیس کشی و غرور و لجبازی تنگ شده باشه و به سریال های تایلندی علاقه مند باشید این سریال رو بهتون پیشنهاد میکنم.این اولین نقد من و یکی از سریال های مورد علاقمه و بهتون پیشنهاد میدم اگه از ژانرش خوشتون میاد حتما ببینید.

 

جهت دانلود رایگان این سریال زیبا با زیرنویس فارسی اینجا کلیک کنید

 

نویسنده: لیلا بانو

منبع نقد : وبلاگ نقد کره

گزارش خرابی لینک
۱۳۹۹/۰۵/۱۰239 بازدید8 دیدگاه نقد و بررسی فیلم و سریال
دیدگاه خود را بگذارید
نظر شما پس از تایید مدیریت درج خواهد شد
Avatar
نوشته شده توسط نفیسه در ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

اگر بی اعصابید مثل من فکر نکنم خوشتون بیاد

    Avatar
    نوشته شده توسط Admin در ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

    اونقدر اعصاب خورد کن نبودا. 😅البته چون پسرمون جیمزه رو مخ بودنش هم عشقه😍😍

Avatar
نوشته شده توسط نفیسه در ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

سلام
من از نقد فیلم خوشم اومد
ولی چند قسمت اول رو دیدم خوشم نیومد
خیلی پسره رو اعصابه…
خیلی دختره رو اذیت میکنه … من جای دختره بودم میرفتم پشت کوه خودم رو گم و گور میکردم از دست این آدمهای احمق و از خود راضی…
عمه هه که یه نفهم از خود راضیه که دنیاش دور خودش و دخترش میچرخه… فقط هم هی میره دختر بدبختو اذیت میکنه ‌. یکی نیست بگه به تو چه…

    Avatar
    نوشته شده توسط Admin در ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

    ممنون از نظرت
    البته یکی از دلایلی که این سریال پرطرفداره بخاطر بازیگر مردش جیمز و دختر بازیگرش یایاست خود من به شخصه بخاطر جیمز دیدمش 😍😍

Avatar
نوشته شده توسط زینب در ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

مرسی از نقد خوبتون 🙂 انقدر قشنگ تعریف کردین که کل سریالو تصور کردم 🙂 دیگه نیاز نیس ببینم :)))))))))))))))

    Avatar
    نوشته شده توسط Admin در ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

    خواهش میکنم دست بچه های نقد کره درد نکنه
    آره اصولا نقدها حاوی اسپویل هستن

Avatar
نوشته شده توسط bahareh در ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

سلام مرسی که همه سریال های قشنگ جیمز رو قرار دادین توی سایت مثل همیشه فوق العاده این❤

    Avatar
    نوشته شده توسط Admin در ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ارسال پاسخ

    سلام عزیزم
    نوش جانتون :*
    خواهش میکنم:)

نمایش تمام نظرات ...